سفارش تبلیغ
صبا ویژن

شجاعت در مقابل کی ؟

کاش موسوی در زمان طاغوت هم قدری اهل اقدام و مقابله بود!

عبدالرضا داوری پژوهشگر سیاسی در گفت‌وگو با رجانیوز

سوابق نشان می دهد با اینکه جناب میرحسین موسوی در آغاز نهضت امام خمینی در سال 42 دانشجو بوده‌اند اما حتی یک روز بازداشت و محکومیت سیاسی را در رژیم گذشته که با کمترین بهانه‌ای فعالان سیاسی را دستگیر می کردند، تجربه نکرده است.

آقای میرحسین موسوی و خانم زهره کاظمی همسر محترمشان در دوران ستمشاهی حتی هراس داشتند که پای تابلوهای نقاشی‌اشان نام واقعی خود را درج کنند، به‌طوری که در نمایشگاه نقاشی حسینیه ارشاد در سال 52 با اسامی مستعار "حسین رهجو" و "زهرا رهنورد" حضور یافتند.

مشی عافیت طلبانه موسوی در شرایطی بود که پیروان امام خمینی(ره) شجاعانه نام خود را پای اطلاعیه های ضد سلطنتی درج می کردند و هزینه مبارزات را زیر شکنجه می پرداختند.

آقای موسوی از سال 54 تا 57، به تدریس «تاریخ تمدن و فرهنگ و معمارى» در دانشگاه ملى ایران (شهید بهشتی کنونی) مشغول می شود که بدیهی است چون سابقه ای در مبارزه علیه رژیم ستمشاهی نداشته، ساواک نیز با تدریس او در دانشگاه ملی ایران مخالفتی نمی کند و نتیجه استعلام‌هایش مثبت بوده است.

خانم زهرا رهنورد هم از سال 55 تحصیل در امریکا را به ماندن در ایران ترجیح می دهد که این سفر هم تا آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ادامه می یابد.

کاش آقای موسوی و همسرشان که مقاومتی در برابر نظام استبدادی و وابسته پهلوی از خود بروز نداده اند، کمی به گذشته نگاه کنند و در رفتارهای امروزشان که سراسر پنجه زدن بر چهره نظام مردمسالار و مستقل جمهوری اسلامی است، تجدیدنظر کنند.

 

از کدام «امام» سخن می‌گویید؟ / ثانبه نیوز دوشنبه 1 تیر 88

بخشی از نامه دکتر امیرحسین ترکش دوز، مسوول دفتر سابق میرحسین و معاون اسبق مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد :

برخورد گزینشی و یکسویه با اندیشه و خط مشی امام از فردی که بیش از همه از صداقت و اخلاق سخن می‌گویند، شگفت‌انگیز است. البته هر فردی می‌تواند اندیشه و گفتار امام، یا مؤلفه‌هایی از آن را نپسندد و پسند خود را نیز در چارچوب ضوابط در جامعه اظهار کند. اما آیا سخن گفتن از امام و خط او در عین مغفول گذاردن مؤلفه‌هایی از سیره سیاسی امام، برخوردی صادقانه است؟ آیا امام در طول حیات سیاسی خود و بخصوص در 10 ساله رهبری نظام، تنها از تحجر سخن گفته بود و نسبت به آن حساسیت نشان می‌داد؟ آیا این امام نبود که بارها و بارها نسبت به اجرای احکام اسلام تأکید کرده و حساسیت نشان داده بود؟‌ آیا هم او نبود که فی‌المثل در جریان تعریض جبهه ملی به لایحه قصاص به سختی علیه ایشان موضع گرفت و حتی سخن از قرب ایشان به ارتداد گفت؟‌ آیا یک شخصیت خط امامی نباید بهره‌ای از حساسیت امام،‌ نسبت به اجرای احکام الهی و ضدیت‌هایی که از سوی پاره‌ای از روشنفکران و سیاستمداران علیه آن صورت می‌پذیرد،‌ به خرج دهد؟ آیا این امام نبود که علیه سلمان رشدی آنچنان که همه می‌دانیم موضع گرفت،‌ آیا این امام نبود که بارها و بارها در مورد التقاط و انحراف فکری حساسیت به خرج داد و اعلان موضع کرد؟ آیا به راستی امام نبود که حتی پیش از حرکت انقلاب فرهنگی از دانشجویان مسلمان خواست که دانشگاه‌ها را در تراز فرهنگ اسلامی متحول کنند، ‌آیا هم او بارها علیه فرهنگ استعماری و غربزده موضع نگرفت؟ آیا امام از ابتدا تا به انتهای نهضت مقدس خود نظام جهانی سلطه را به چالش نکشید و با ملل ستمدیده اظهار پیوند نکرد؟ بلی ! امام این کارها را بخردانه؛ مشروع،‌ اخلاقی و منضبط صورت می‌داد و اتفاقاً مطالبه ما از داعیه‌داران خط امام (و منجمله جناب آقای موسوی) مطالبه‌‌ای توأمان است. یعنی هم آن حساسیت‌ها و دغدغه‌ها را در گفتار و خط مشی خود بروز دهند و هم به مناسب بودن شیوه‌ها توجه نشان دهند. ما از دیگران انتظار نداریم که عین تعابیر امام موضع بگیرند اما سخن بر سر اصل حساسیت و دغدغه‌ها است که باید در گفتار و کردار یک شخصیت مدعی خط امام بروز داشته باشد. (چرا که شرط صدق کلام ایشان این است) مشکل اینجا است که اصل این دغدغه‌ها و حساسیت‌ها در خط مشی داعیه‌داران این روزها غایب است.

به نظر می‌رسد که سهم بیشتر در این تقابل خصمانه از آن سنخ گفتار،‌ پیام‌های القایی به جامعه و سیاست‌های انتخاباتی کاندیداهای مورد حمایت گروه‌های اصلاح‌طلب و مشخصاً جناب آقای مهندس موسوی است. ایشان در طول فعالیت‌های انتخاباتی خود،‌ از یک سو بیش از حد و به گونه‌ای غیرعادلانه نوک تیز حملات خود را علیه دولت فعلی گرفتند و نیروی اجتماعی هوادار آن را علیه خود تحریک کردند و به موضع تقابل تام و تمام انداختند (در صورتی که در مراحل اولیه فعالیت‌های انتخاباتی ایشان مرزبندی بسیار ضعیفی میان ایشان با نیروی اجتماعی هوادار دولت موجود بود). سخنرانی‌های یکسویه و ناهمدلانه جناب موسوی با لایه اجتماعی مذهبی و انقلابی در دانشگاه‌ها نیز در این زمینه مزید بر علت شد (وضعیتی که تا بدین صورت حاد در گفتار جناب آقای خاتمی هم موجود نبود). از جانب دیگر پمپاژ ایده‌های نسنجیده،‌ سطحی و غیرعلمی به عرصه اجتماعی همچون آنچه در طرح موضوع گشت ارشاد از ایشان شاهد بودیم،‌ شاخک‌های برخی لایه‌های اجتماعی خاص (که کمترین پیوندها را با سبک زندگی اسلامی و انقلابی دارند) حساس کرده و آنها را به شکل انفجاری (و نه تدریجی و معقول) به میدان سیاست آورد. سیاسی شدن بیش از حد، حباب گون،‌ مصنوعی، تهییجی، احساسی و انفجاری، آسیبی است که صرفاً در مورد یک انتخابات خاص آسیب‌زا نیست بلکه ثبات و نظم حداقلی جامعه را سست می‌کند و ظرفیت‌های از هم گسیختگی اجتماعی را افزایش می‌دهد. گو این که فضا را برای سربازگیری اغیار نیز فراهم خواهد ساخت.
می‌توان گفت گفتار جناب آقای موسوی در دو حوزه سیاست داخلی و فرهنگ ناسنجیده‌تر و غیر مسئولانه‌تر از گفتار آقای خاتمی در دوم خرداد 76 تنظیم شده است. ‌بخشی از مشکل در مورد آقای موسوی، ‌پدیده سیاسی – فرهنگی نامطلوبی است که با بهره بردن از زمینه‌هایی در گفتار شخص آقای موسوی، ‌حول ایشان شکل گرفته و بخشی دیگر از مشکل، ناظر به گفتار شخص جناب آقای موسوی است که به گونه‌ای نسنجیده، غیرمسئولانه و مهم‌تر از همه، غیر ‌مکتبی تنظیم شده است.

 

حذف منتظری ! / ثانیه نیوز 1 تیر 88

دکتر احمد توکلی، رییس مرکز پژوهش‌های مجلس، در گفت‌وگو با ایسنا:

بنده فکر می‌کردم لااقل پس از آشکار شدن بهره‌برداری دشمنان خارجی از حرکت اعتراضی میرحسین موسوی و جمعی از مردم، آقای مهندس مرز حفظ استقلال سیاسی را پاس می‌دارد و به مسیر قانونی اعتراض بسنده می‌کند؛ ولی با بیانیه‌های پیاپی، به ویژه بعد از خطبه‌های روز جمعه اخیر، به نظر می‌رسد ایشان قصد دارند خودزنی را تا حد خودکشی ادامه دهند.به دو دلیل موسوی می‌بایست به قانون برای احقاق حق تمکین می‌کرد؛ اول آن که فردی که قصد داشت سکان‌دار قوه مجریه باشد و حالا نیز خود را در واقع برنده انتخابات می‌داند، وظیفه‌ای جز اجرای قانون ندارد و دلیل دوم آن است که بزرگ‌ترین ایراد آقای موسوی به آقای احمدی‌نژاد در مناظره‌ها و تبلیغاتش، قانون‌گریزی رییس‌جمهور این دوره بوده است و حالا خودش در برابر آزمایش در سر دو راهی اقدام قانونی برای رسیدن به حقی که مدعی پایمال شدنش است یا اتخاذ روش‌های فراقانونی و غیرقانونی برای حق‌طلبی‌ ادعایی قرار گرفته است.

متاسفانه خیلی زود با بیانیه‌های اولیه موسوی، معلوم شد که تناقض گفتار و عمل خاص دیگران، مهندس را هم سخت گرفتار کرده است

از این تاسف‌ بارتر مواضع آقای موسوی بعد از آشکار شدن دخالت دشمن مستکبر و خونریز ملت‌ها یعنی آمریکا و چند کشور پر مدعای اروپایی در ماجرا و بهره‌برداری و حتی تهدید تلویحی اوباما تحت عنوان نگرانی درباره تمامیت ارضی ایران است

مرز حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور و وحدت ملی خط قرمز در تمام کشورها، تاکید می‌کنم تمام کشورها با هر نوع نظامی است؛ یعنی آقای مهندس میرحسین موسوی منکر طمع و تحرک دشمنان خارجی است یا خط قرمز بودن استقلال و تمامیت ارضی را قبول ندارد

گفته می‌شود موسوی و طرفدارانش شورای نگهبان را بی‌طرف نمی‌دانند و تصمیم را از قبل معلوم شده می‌بینند ، این چه سخنی است؟ الان بحث قرار گرفتن زیر چتر حمایتی طماعان به استقلال کشور و امنیت ملی و یا قبول پذیرش قانون و باز گرداندن آرامش به کشور و مبارزه قانون داخلی است؟ چه جای این حرف‌هاست؟ در عین آن که این اعتراض پس از روز رای‌گیری مسموع نیست. مگر شورای نگهبان بعد از روز رای‌گیری، که دوستان خود را از ظهر جمعه 22 خرداد پیروز اعلام کردند، تحولی درش پیدا شده است؟ وقتی این‌ها فرقی نکرده‌اند، هر عیبی که به شورا وارد بدانیم قبل از رای‌گیری هم وارد بود؛‌ چرا نامزد شدند؟

اگر تیمی قواعد فیفا و داور را قبول ندارد و آن‌ها را جانبدار می‌داند، وارد بازی فوتبال نمی‌شود، نه آن که در پایان 90 دقیقه بازی وقتی داور تیم را برنده اعلام نمی‌کند، به اصطلاح جرزنی پیشه کند.در یکی دو بیانیه اخیر، موسوی به مثابه رهبر یک جریان اجتماعی معترض که خارج از چارچوب قانونی موجود قصد عمل دارد، ظاهر می‌شود. این کار دو زیان جبران‌ناپذیر دارد؛ اول برخی سیاستمداران قدیمی که بخشی از ظرفیت سیاست امور هستند را از حیز انتفاع می‌اندازد. من به همین می‌گویم خودکشی و دوم آن که جریان اصلاح‌طلب را به شدت تضعیف می‌کند. این زیان دوم فرصت هدایت و مهار قدرت دولت را در مسیر چهار سال آینده در کشور کاهش می‌دهد. این با هدف اصلاح‌طلبی نیز ناسازگار است.

 ایشان باید به یاد داشته باشد که نظام اسلامی که امام (ره) حفظ آن را اوجب واجبات می‌دانست به حذف آیت‌ا... منتظری با آن سوابق درخشان منجر شد، بقیه باید عبرت بگیرند.